جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ -

Qashqai Online

دو خط کتاب

صفحه 27 و 28 کتاب "اگر قره قاج نبود" نوشته محمد بهمن بیگی

قشقایی آنلاین/ ایام به کام ما بود. چشم انداز آینده روشن روشن و تابناک به نظر میرسید. در آیینه ی تصویرمان تصویری جز فتح و ظفر منعکس نبود. با امیدها و آرزوهای رنگارنگ، قصرهای رفیع می ساختیم. نرد میباختیم.

شطرنج می زدیم در تل و تپه های پیرامون سواری می کردیم. به مهمانی میرفتیم. مهمان می پذیرفتیم. به فلسفه و ادبیات می پرداختیم. از گوته و حافظ سخن میگفتیم. به واگنر و نیچه می رسیدیم. قهرمان های تاریخ را میستودیم و ابر مرد معاصر را از همه ی آنان برتر می شمردیم .
دریغا که دوران فیروزی و شادکامی دیر پا نبود و دولت و شوکت ما هم مانند بسیاری از دولت ها و شوکت ها، عمر کوتاهی داشت.
شکست سپاهیان رمل در شمال آفریقا زنگ وحشتناک خطر را به صدا در آورد. نابغه ی نظامی آلمان نه فقط با آب نیل لب تر نکرد و از عهده ی تصرف مصر بر نیامد بلکه همه ی دست آوردهای افسانه ای خود را نیز تسلیم دشمن کرد و تا انتهای صحرای لیبی عقب نشست. عقب نشینی دور دراز او کار پذیرایی و مهمان نوازی ایلی مارا هم دچار وقفه و رکود کرد. خوانسالار اردوی خان مرد خرده بین حسابگری بود. پذیرایی ها را تنها به شرط پیروزی انجام می داد .
سفره ها رنگ باختند. آتش های محبت به سردی گراییدند. آهوها با مازه های سرخ و کبک ها با سینه های سپید گریختند و پریدند و ما را در این چشمه سار دور افتاده تنها گذاشتند.

کتاب "اگر قره قاج نبود" ص 27 و 28 / محمد بهمن بیگی/ انتشارات قشقایی/
تهیه متن : نازیلا قشلاقی

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد