جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ -

Qashqai Online

خاطره ی دانشجویی دختر قشقایی

سفر به هفتکل شهر ترک نشین خوزستان

دو سالی میشد که نام هفتکِل به گوشم خورده بود‌.
شهری در ۸۵ کیلومتریِ اهواز.می گفتند قشقایی نشین است،اصلا تازه شنیدم که در اهواز هم قومِ تُرک ها ساکن هستند. با خود می گفتم یک روز میروم و هفتکِل را می بینم.

زمستان ۹۴ بود،هنوز ۲۰دقیقه به پایان وقت ثبت نام  دفترچه اینترنتی ارشد دانشگاه آزاد باقی مانده بود، اصلا تا آن لحظه به آزمونِ ارشد دانشگاه آزاد فکر نکرده بودم، با استادم تماس گرفته و راهنمایی خواستم، همانطوری که گفت به ترتیب الویت ها را با اسم شهرها پر کردم.
مشغولِ امتحانات پایان ترم بودم، وقتی برای کنکوری خواندن نداشتم.
در یکی از واپسین روزهای داغ شهریور ۹۵ اخبار، نتیجه ی آزمون ارشد دانشگاه آزاد را اعلام کرد .
به سایت مراجعه کردم، در الویت دومم اهواز ،با اختلافِ رتبه ی کمی با رتبه ی تهران قبول شدم.خدایا بی نهایت شکرت.
با شور و شعف با پدرجانم تماس گرفتم، و پدر آنطرف خط با ذوق پرسید قیزیم هارا !؟ (دخترم کجا!؟) گفتم اهواز ، پدر مکثی کرد و گفت:قیزیم چوخ ایراق دور ( دخترم خیلی دور است).
در خانواده ما مَعمول نبود که فرزندِ دختر با این بُعد مسافت برای درس خواندن برود،حتی برادرم دانشگاه باهنرشیراز فارغ التحصیل شده بود.
آخر من از کجا می دانستم رتبه ی دانشگاهی را می آورم که با دانشگاه چمران هم ترازی میکند و اماچندی بعد پدرم از خودم مُسرتر بود تا هرچه زودتر کارهای مربوط به ثبت نامم را به انجام برسانم.خبر به گوش اساتید دوره ی کارشناسی ام رسید،آفرین گفتند و ترغیب و تشویقم کردند .
دوستانم می گفتند: به به خوشبحالت فلافل خوزستان را زین پس می خوری.
نزدیکانم بهتر می دانند که چقدر به زادگاه و وطنم،شیراز شهر راز ،اُنس و الفت دارم.

اما انگار تقدیر چیز دیگری رقم زده بود راهی اهواز شدم..
تشابه فرهنگیِ زیادی بین استان خوزستان و استان فارس می بینم.اما طبیعتِ فارس کجا و خوزستانِ خشک کجا..
کلان شهری وسیع و صنعتی و آلوده با آسمانی عبوس و هوایی در همه وقت غبار آلود‌‌.
هوای شرجی و بسیار گرم اهواز در فصل پاییز، آنهم برای منِ به قول بچه های دانشگاه دختر شیرازی ، می دانید که شیراز چهارفصل است و هوایی مرطوب دارد، عادت داشتم که هر فصل دما و هوای خاصِ آن فصل را به تماشا بشینم.
از طرفی شوربختانه گردو غبار اهواز از همان بدو ورود تا کنون به ریه ام آسیب زده و سرفه های مُمتد اَمانم را بریده است.
خوشبختانه اهواز آمدن همان و پیدا کردن دوستی از خطه ی خوزستانِ گرم همان..
(دوستم میگفت چقدر خوب است که اهل شیرازی و تُرک زبان )
واقعا راست می گویند هرکه هم کیشِ خود را پیدا میکند‌.دوستم یک قشقایی دوستِ به تمام معناست و شهر گُل و بلبل را دوست دارد.
وَه چه سعادتی که زادگاه دوستم هفتکِل است‌.
برآورده شدن آرزوی کوچکِ دو ساله ام ،مرا به حد کافی به وجد آورد.
به همراه دوست تازه ام مهمان خاله خانمِ بختیاری خونگرم و دوست داشتنی شدیم.
همسر مرحوم خاله خانم نیز ترک قشقایی بوده است.
با هفتکلی ها هم صحبت شدم،می گویند سوم و چهارم عید نوروز هر ساله قشقایی های هَفتکِلی جشنواره ای برگزار می کنند با ساز و نقاره ، لباس قشقایی و دستمال هفت رنگ وصد البته کلاه قشقایی. با شنیدن اینها شوق و شَعفم بیشتر می شود.
دیگر احساس غریبی نمی کنم ، هوای هفتکِل خیلی صاف تر و تمیزتر از اهواز است.
روزگار می گذرانم ،با حمایت پدر و دعای خیر مادر مشغول درس خواندن هستم.خبری از شیراز شنیده ام که دی ماه مراسمی در تجلیل از بنیانگذار عشایر ایران استاد محمد بهمن بیگی در اهواز برگزار می گردد.
مرادِ اول دانشجوی ارشدِ دانشگاهی با این رتبه ی علمی بالا بود که شکرِ خدا و لطف بیکران بنده هایش حاصل شد.و پس از آن دیدن شهر ترک نشین خوزستان،هفتکِل .
بی صبرانه مشتاقِ نشستنِ روی صندلی برنامه ی با عنوان فوق هستم.در چمدانم دستمالِ قشقایی ام را همراه عطرِ میخکِ معروف گذاشته ام تا موقع حضور در برنامه به جای روسری سر کنم البته با مانتوی دانشجویی.
می خواهم که خواهرِ دُردانه ام را به این برنامه در شهرِ دانشگاهیم دعوت کنم، خواهری که خودش همراه و همنشینِ بی بی سکینه کیانی( همسراستادبهمن بیگی) در برنامه های ویژه و خاص می باشد‌.

خطه ی خوزستان تجربه ای گرم و غبارآلود و پر از لُطفِ هفتکِی برایم رقم زده است‌.
اینجاخوزستان است هواکمی خنک تراَز خورشید.

همه جای ایران سرای من است.

به قلم سین.قاف
دانشجوی ارشد روان شناسی بالینی دانشگاه علوم و تحقیقات اهواز
پاییز ۱۳۹۵

Photo 2016 11 17 16 38 44
Photo 2016 11 17 16 39 03
Photo 2016 11 17 16 39 29
Photo 2016 11 17 16 39 33
Photo 2016 11 17 16 39 36
Photo 2016 11 17 16 39 40
Photo 2016 11 17 16 39 44

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • مهمان - نامداری

    نگارش متنی با ریتمی تند دل چسب بود ، اما خانم بهمن بیگی همنشین کسی خاص نیست متعلق به همه است نیازی به تاکید و استفاده از نام بی بی نبود خانم قاف موفق باشند در هفت کل شناسی