دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ -

Qashqai Online

شهدخت رحیم پور

تخت قاپو نمودن عشایر ایران (قسمت دوم) /خلع سلاح و اسکان عشایر قشقایی

  • شناسه خبر : 1998
  • دسته بندی خبر : تاریخی

زندگی عشایری وابسته به دام است و حفظ و نگهداری از دام بقا خانواده را در پی دارد. از این رو با توجه به زندگی عشایری در فضای باز و نیاز به کوچ در دشتها و بیابان، در مواجهه با حیوانات درنده و سایر خطرات موجود مرد ایلی ناگزیر به استفاده از اسلحه می باشد.

از سوی دیگر اتحاد قبیله ای و عشیره ای ایلات در مواقع خطر و درگیری در کنار مسلح بودن این افراد نیاز به نظارت همه جانبه برای جلوگیری از اختلافات پیش بینی نشده دارد.
در آغاز حکومت پهلوی در راستای کاهش توان ایل به عنوان معترضین به حکومت و علاقه به توسعه یافتگی تغییر نوع زندگی عشایری و پدیده اسکان مدنظر حکومت وقت بود.
از میان ایلات متعدد در فارس، از نحوه اسکان و تأثیر این پدیده بر ایل قشقایی در این مجال سخن گفته می شود.
در واقع برای بررسی پدیده اسکان ایل قشقایی ابتدا به مهمترین عامل این امر یعنی خلع سلاح عشایر توجه داریم.
نخست در سال ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۰خلع سلاح عشایر قشقایی انجام شد.
در پی خلع سلاح ایلات فارس قشقایی ها به تبعیت از ایلخانی خویش اسلحه خود را به مأموران دولتی تحویل ندادند. دولت وقت جهت کاستن قدرت افراد ایلیاتی تعدادی از فرزاندان سرکردگان ایل را دستگیر و خوانین قشقایی را به شیراز منتقل نمودند.
درگیری و مبارزات عشایر با مأموران نظامی از سال ۱۳۰۶ تا ۱۳۰۸ با شورش مردان قشقایی ادامه داشت و برای نخستین بار خلع سلاح رسمی عشایر قشقایی در ۱۳۱۰ توسط سرهنگ ابراهیم زندیه آغاز گردید.
سپس، در ادامه مخالفت بزرگان قشقایی با حکومت پهلوی که حمله به پادگان نظامی سمیرم و آتش زدن آن پادگان را در پی داشت که به واقعه سمیرم در سال ۱۳۲۴ شناخته شده است دومین مرحله برای خلع سلاح عشایر قشقایی از سوی دولت وقت اعمال گردید اما همچنان تعدادی از افراد عشایر اسلحه خود را حفظ نموده و در خفا به مخالفت خود ادامه میدادند.
به نقل از روزنامه پارس به تاریخ ۲۰/ ۹/ ۱۳۲۴ در اثر پیشنهاد لشکر فارس، اعلی حضرت همایونی نسبت به کلیه عشایر جنوب ایران عفو عمومی صادر نمودند و مقرر گردید که برای حمل اسلحه از طرف لشکر پروانه صادر گردد.
در پی این فرمان تا اوایل ۱۳۲۵جمع آوری و خلع سلاح عشایر قشقایی ادامه یافت.
در واقع در پی فرمان محمدرضا پهلوی دایر بر عفو عمومی عشایر از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۶ عشایر فارس در جمع آوری اسلحه مساعدت با نیروهای دولتی داشتند. در اوایل ۱۳۲۷ موضوع خلع سلاح عشایر فارس پایان پذیرفت.
اتفاق دیگر این بود که؛ در سال ۱۳۴۱ در پی اعتراض به برنامه اصلاحات اراضی، رییس حوزه ی اصلاحات اراضی منطقه فیروزآباد به دست عشایر کشته شد که در نتیجه این درگیری حکومت نظامی در شیراز اعلام و خلع سلاح عمومی عشایر قشقایی در دهم بهمن ۱۳۴۱ صورت گرفت.
نهایتا در آغاز سال ۱۳۴۲ قشقایی ها برنامه اصلاحات اراضی را پذیرفتند.

در واقع با حذف سلاح از دستان مردان عشایری و وادار نمودن تعداد ۸۰ خانوار به اسکان مرحله جدیدی از تحولات زندگی ایلی ایجاد گردید.
مرد عشایری که تاکنون خود را وابسته به دام و حیات خود را در پی کوچ و حیات دام جستجو می نمود و ارتباط تنگاتنگی با طبیعت داشته، سکون و باقی ماندن در یک نقطه و عدم تحرک را پذیرا گردید.

اسکان عشایر که به منظور دفع خطرات ایلی و حفظ امنیت ملی و با اهداف سیاسی صورت گرفته بود بهبود زندگی کوچروها را در نظر نداشت.
این اسکان اجباری بدون توجه به ایجاد شرایط مناسب و بدون در نظر داشتن احتیاجات نوع زندگی جدید خسارات فراوانی به بار آورد زیرا این قبایل کوچرو به گرمای شدید مناطق گرمسیری و سرمای شدید مناطق ییلاقی عادت نداشتند و تعداد زیادی از دام های عشایر تلف گردید. از سوی دیگر تغییر در شیوه معیشت زندگی افراد کوچرو که اینک باید به کشاورزی مشغول میشدند و برای پرورش دانه های گیاهی و درختان مهارت کافی نداشتند آسیب دیگری بود که بر جامعه اسکان یافته تحمیل گردید.
علاوه بر این اسکان اجباری اسکان خودانگیخته نیز در بین عشایر شکل دیگر پایان یافتن زندگی کوچرویی بود.
این مورد که از سال ۱۳۳۰ به صورت فردی و یا گروهی افراد ایل خود انتخاب می نمودند که زندگی دیگری غیر از کوچرویی را داشته باشند حس یرتری و انگیزشی درونی بوده که در خانوارهای عشایر مبنی بر اسکان ایجاد گردید.
به نقل از سازمان امور عشایری فارس در یه دهه قبل تعداد ۴۴کانون به صورت اختیاری و نزدیک به همین میزان کانون عشایری که به صورت اجباری اسکان یافته اند وجود دارد.

پیامدهای اسکان بر نوع زندگی عشایری آسیب های متعددی را بر پیکره نوع زندگی ایلی وارد نموده که مهمترین بحث آن را در موارد چون مولفه های بیرونی مانند امور اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و زیست محیطی قابل بررسی است.
از منظر عامل اجتماعی و فرهنگی؛ با درهم ریختگی نظام ارزشی ایلی مواجه ایم که علاوه بر دگرگونی ساختمان طبقات ایلی کارکردهای ساختاری این جامعه در قالب زبان، فرهنگ و آداب و رسوم صورتی دگرگون یافت. مدیریت طبقاتی زندگی ایلی و عشایری تغییر نموده و این مهم که از پیامدهای اجتماعی بوده بر سایر روابط افراد اسکان یافته تأثیر گذاشته است.
گفته شد که ساختار جامعه ایلی و عشایری وابسته به دام و تولیدات دامی بوده که این مهم بستری برای تغییر زیستگاه در فصول گرما و سرما ایجاد می نموده است و فراخور نوع علوفه مناسب دو دسته محصولات لبنی و پروتیینی به همراه دستبافته های حاصل از پشم گوسفند و موی بز کیفیت متفاوتی را تعریف می نموده اند.
در درجه اول محصولات تولیدی جهت رفع نیاز خانوار و سپس تبادل تولیدات با جامعه شهری و روستایی برای رفع سایر نیازهای خانواده گنجانده می شد.
تحلیل پدیده اسکان بر روابط اقتصادی ایلی علاوه بر تغییر سلیقه مصرفی افراد اسکان یافته پیامدی را به همراه داشته که با حذف دستبافته های زنان بخشی از هویت فرهنگی و بومی ایل را دچار تغییرات نابهنجار نموده است.
از سوی دیگر تغییر ذائقه افراد اسکان یافته و تمایل به فرصت های شغلی گوناگون بدون دارا بودن مهارت های لازم علاوه بر بیکاری، آسیب های احتماعی را بر این افراد وارد نمود که اندک نبوده اند.

هر چند پدیده اسکان عشایری برنامه ریزی شده و با اهداف سیاسی صورت گرفت اما در راستای حفظ محیط زیست و اراءه خدمات و توسعه اسکان یافته ها، اسکان عشایر از سال ۱۳۷۱ به طور جدی مورد توجه قرار گرفت.
این مهم سعی بر آن داشته تا در همسویی با تغییرات زیست محیطی فرصت های لازم برای بهبود نوع زندگی عشایری و نیز ارائه آموزش های لازم به افراد اسکان یافته از معضلات این جامعه عشایری کاسته شود.

منابع
ارسنجانی، نورالدین، ۱۳۷۹،دکتر ارسنجانی در آینه زمان، تهران: قطره

قهرمانی ابیوردی، مظفر، ۱۳۷۳، تاریخ وقایع عشایری فارس، تهران: انتشارات علمی

نقیب زاده، احند، ۱۳۷۹، دولت رضا شاه و نظام ایلی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کریستین سن، آرتور، ۱۳۵۵، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران: وزارت فرهنگ و هنر

استرآبادی، محمد مهدی،۱۳۹۰، تاریخ جهانگشای نادری، تهران: دنیای کتاب

کیانی، منوچهر، ۱۳۸۸، سیه چادرها تحقیقی از زندگی مردم ایل قشقایی، شیراز: کیان نشر

کیاوند، عزیز، ۱۳۷۱، در برزخ گذار، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی

نامی اصفهانی، محمد صادق، ۱۳۶۳، تاریخ پیتی گشا در تاریخ خاندان زند، تهران: امیرکبیر

راویلسون، سرهنری، سفرنامه راویلسون، ترجمه اسکندر امان اللهی بهاروند، تهران: آگاه

گلستانه، محمدامین، ۱۳۴۴، مجمل التواریخ، به اهتمام مدرس رضوی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0