جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ -

Qashqai Online

«فرهادی‌ها » آستین بالا بزنند!

نگاهی به ورود سلبریتی‌ها برای حل آسیب‌های اجتماعی

  • شناسه خبر : 1907
  • دسته بندی خبر : جامعه

ابتکار/ داستان گورخواب‌ها همه را تکان داده است. از مردم عادی گرفته تا هنرمندان، اهالی فرهنگ و حتی رییس جمهوری. واکنش‌های بسیاری هم پس از انتشار گزارش در شبکه‌های اجتماعی دیده شد.

در این میان کارگردان بین‌المللی ایرانی، اصغر فرهادی نامه‌ای به رییس‌جمهوری نوشته و از رنجی که در دیدن صحنه‌های «گزارش تکان‌دهنده زندگی مردان، زنان و کودکانی را که در گورهای یکی از قبرستان‌های اطراف تهران شب‌های سرد را به صبح می‌رسانند» گفت. اگر چه او در این نامه به مساله مهمی اشاره کرده و نوشته است: «می‌دانم که عده‌ای سیاست‌باز این‌گونه گزارش‌ها و خبرها را دستاویزی خواهند کرد برای گرم کردن تنور بازی‌های فرساینده سیاسی و انتخاباتی اما افسوس که گرمای این تنور، تن رنجور کودکان، زنان و مردانی را که شب‌ها در گوشه قبرها، لابه‌لای درختان پارک‌ها و زیر پل‌ها به خواب می‌روند گرم نخواهد کرد.» با این حال در بخش دیگری هم نوشته است «چه کسی پاسخگوی این بی‌رحمی پنهان است؟ ما چرا و کی چنین شدیم؟ ما مردمانی که دیگر دوست داشتن هم‌وطن را از یاد برده‌ایم، ما که خشونت‌های پنهان و ریز در رفتار و گفتار روزمره‌مان ابزاری شده است برای بیرون کشیدن گلیم فردی‌مان از اجتماع. ما که دروغ را به عنوان مهارتی برای زیستن دوگانه در بیرون  و درون خانه می‌آموزیم و به کودکان‌مان می‌آموزانیم. ما که تنها نظاره‌گر و شنونده فراموشکار رنج‌هاییم.»
این مساله از این بابت قابل تامل است که بعضی در واکنش به نامه از فرهادی خواستند تا خودش آستین بالا بزند و از هموطنان بخواهد تا در ساخت گرمخانه‌ای برای این گورخواب‌ها فعالیتی اجتماعی را به انجام برساند که معمولا در بروکراسی دولتی و برنامه‌های شهرداری زمان بسیاری را پشت سر می‌گذارد و چه بسا به زمستان امسال این افراد وصال ندهد.
شبکه‌های اجتماعی موثر عمل کرده‌اند
فعالیت‌هایی که چهره‌های فرهنگی و هنری در سال‌های اخیر شروع کرده‌اند توانسته است تا حدی مثبت باشد. اگر چه در گذشته این فعالیت‌ها با مشکلاتی هم همراه بوده است، از مشکل‌تراشی دولتی تا ایجاد بی‌اعتمادی به عواطف و احساسات مردم. با این حال در سال‌های اخیر و ورود شبکه‌های اجتماعی به زندگی روزمره مردم، شکل این کمک‌ها جدی‌تر شده است و در مواردی با کمپین‌هایی چون نجات دریاچه ارومیه از طرف هنرمندی چون رضا کیانیان مواجه می‌شویم که به گفته خودش با این‌که اطلاع چندانی از محیط زیست ندارد اما به عنوان یک طبیعت‌گرد، نگران وضعیت آب در ایران شده است؛ از آنجایی که تاثیرگذاری این افراد بر عموم مردم بسیار گسترده است، آنها می‌توانند سفیرانی برای رشد همگرایی و فعالیت‌های مردمی باشند. به گفته اعظم راودراد، دانشیار گروه علوم ارتباطات و معاون پژوهشی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، ورود شبکه‌های اجتماعی به این امر بسیار مثبت بوده است و اگر این اطلاع‌رسانی و خبررسانی‌ها نبود ما از این مسائل مطلع نمی‌شدیم. در این جاست که هر کسی به فراخور ظرفیت و توانش می‌تواند فکری برای این مسائل بکند یا کسانی که در کار خیر هستند، متوجه می‌شوند و به این افراد کمک می‌کنند. این پژوهشگر به «ابتکار» می‌گوید: سلبریتی‌ها اعتباری پیش مردم دارند و واضح است که می‌توانند اقدامات مثبتی در این زمینه انجام دهند.
محمدسعید ذکایی، استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، هم نظر مثبتی نسبت به ورود سلبریتی‌ها به جریان‌هایی مانند این دارد. او در این‌باره به «ابتکار» توضیح می‌دهد: سلبریتی‌ها یک نیروی تاثیرگذار هستند و در واقع مراجعی هستند که می‌توانند تاثیر بگذارند و به هر حال ما می‌توانیم آنها را فعال کنیم و به کار بگیریم و از انرژی عاطفی که از طریق سلبریتی‌ها در جامعه جریان پیدا می‌کند، استفاده موثری ببریم. آگاهی‌بخشی، ایجاد حساسیت و دخالت در مسائلی مانند این که نیازمند توجه به آسیب‌ها دارد، بخشی از این فعالیت‌هاست.
از دیدن گورخواب‌ها شوکه نشدم!
با این حال ذکایی این گزارش را تنها بخشی از آسیب‌های حال حاضر جامعه می‌داند و می‌گوید: از خواندن گزارش تعجب نکردم چرا که به عنوان یک معلم، می‌توانستم وقوع آن را حدس بزنم. چنین مسائلی به صورت مزمن زیر پوست شهر وجود دارد و مربوط به نابرابری در دوره‌ای طولانی است که وجود دارد و افزایش پیدا کرده، فراگیر و شدید شده است. به اعتقاد این پژوهشگر، جریان اقتصادی و اجتماعی به آن دامن می‌زنند. او ادامه می‌دهد: این خبر می‌تواند جامعه را دچار شوک کند و از سوی دیگر خبری تاثربرانگیز و تامل‌برانگیز است که به نظر می‌رسد این گره دارد محکم‌تر و باز کردنش هم سخت‌تر می‌شود، بنابراین همگرایی، تدبیر و خرد نیاز دارد. ذکایی معتقد است بخش میانی جامعه با کمک سلبریتی‌ها می‌توانند به حل این مسائل کمک کنند و به جای انتظار این‌که تنها از بالا به پایین چنین فعالیت‌هایی صورت بگیرد، از پایین به بالا باشد. او می‌افزاید: به هر حال اینها زخم‌های جامعه است که امکان پنهان کردنش نیست و یک شبه به وجود نیامده‌اند؛ ابعاد آن به گونه‌ای است که اگر تدارکی برای حل آنها نبینیم و ابزارهای موثر برای رفع آنها پیدا نکنیم، امکان بدتر شدن اوضاع بسیار قریب به یقین است. برای بهتر شدن این وضعیت باید مطالباتی وجود داشته باشد و انجمن‌های داوطلبانه ایجاد شوند که در سال‌های اخیر آنها را زیاد توسعه نداده‌ایم و نتوانسته‌ایم کار مثبتی در سال‌های اخیر به واسطه مشکلات از بالا صورت دهیم.
سلبریتی‌ها را دریابیم!
به گفته ذکایی، برنامه‌ریزی و سیاستگذاری‌های از بالا به پایین، نیازمند بازنگری در سیاست‌های توسعه شهری و اقتصاد فرهنگی جامعه است و اگر این تغییر نگاه سیاسی به جامعه صورت نگیرد، قضیه از این هم بدتر خواهد شد. او ادامه می‌دهد: توجه به مساله فقر، نابرابری و حاشیه‌نشینی نگاهی فراگیر را طلب می‌کند که سازمان‌های مختلف از مدیریت شهری گرفته تا بحث فرهنگی و سیاست‌های مربوط به توسعه عدالت اجتماعی باید در این چرخه درهم تنیده سهیم باشند. در واقع نمی‌توان و نباید انتظار معجره داشته باشیم اما می‌توان به طور نسبی اثرش را کنترل کنیم و از سوی دیگر نباید تحت‌الشعاع جریان‌های جامعه قرار بگیریم.
این استاد دانشگاه به سازماندهی و تدارک به لحاظ ساختاری از پایین به بالا تاکید می‌کند و می‌گوید: ایجاد بستری از سوی سلبریتی‌ها برای فعالیت‌های خیریه و کمپین‌ها می‌تواند به نهادهای رسمی کمک کند تا چالاک‌تر و چابک‌تر به انجام مسئولیت‌های خود بپردازند. نهادهای رسمی باید سلبریتی‌ها را دریابند. به هر حال به اعتقاد من اتفاق خوبی است که فردی مانند فرهادی و افرادی شبیه او از هنرمندان، و ورزشکاران و چهره‌های علمی، اخلاقی و مذهبی که گفتمان سیاسی را تعدیل می‌کنند بتوانند تعامل، وفاق اخلاقی، همدلی را در جامعه شکل دهند تا بر سر اولویت‌ها، نیازها، دردها و آرمان‌های مشترکی که داریم به همبستگی برسیم و با رفع تنش و شکاف‌های ناخواسته‌ای که گریبان ما را می‌گیرد، حرکت کنیم.

چاپایمیل

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد